
خواب عجیب و راحتی بود شاید .... داشتم تو خواب وول میخوردم که یهو با صداش چشام مثه یه مرده که یهو زنده شه از هم وا شد صدای گوشیم با شماره یه دیوونه که ناخواسته جواب دادم مث همیشه اون حالت دستوری و تحکم تو صدا و سوااش بود و منم حتی تو خواب مث همیشه سرکشانه جواب دادم تا اینکه یهو پرسید چه خبر؟ من هنوز گیج خواب بودم چشم افتاد به پنجره انگار ساعاتای اول روز بود عصبی شدمو گفتم اول صبحی میخوای چه خبری باشه والا گفت چی؟ و دوباره با عصبانیت بیشتر درحالیکه چشای نیمه بازم به پنجره بود همون جواب رو دادم که ...
ادامه مطلب
لطفا به هیچ عنوان از عنوان نترسید اسن پیشد که این شعر گفته شد یادم نیس ولی خب وقتی چهار صبح با یه خول وضع تر از خودت بیدار باشیو از هر دری حرف بزنید همین دگ شاید اون لحظه جای داعشیا بودیم وقتی بجه بودن شایدم تصویر یکی مث داعش بودxa0 خلاصه که باید بگم دیشب با دانش خود فهمیدیم داعشیا اینجوری شعر میگفتن "دسمال من زیر درخت نارنجک گم شدهxa0 قرآن بلدی؟ نوچ نوچ پس تو کافر هستی بوم...." شب شعر داعشی...
ادامه مطلب