داشتم تو خواب وول میخوردم که یهو با صداش چشام مثه یه مرده که یهو زنده شه از هم وا شد
صدای گوشیم با شماره یه دیوونه که ناخواسته جواب دادم
مث همیشه اون حالت دستوری و تحکم تو صدا و سوااش بود و منم حتی تو خواب مث همیشه سرکشانه جواب دادم
تا اینکه یهو پرسید چه خبر؟
من هنوز گیج خواب بودم چشم افتاد به پنجره انگار ساعاتای اول روز بود
عصبی شدمو گفتم اول صبحی میخوای چه خبری باشه والا
گفت چی؟
و دوباره با عصبانیت بیشتر درحالیکه چشای نیمه بازم به پنجره بود همون جواب رو دادم
که با یه خنده بلند گفت کجایی که الان صبحه؟
یه لحظه مث برق گرفته ها همه چی اومد تو ذهنم که من اسن شب نخابیدم که صبح بیدارشم
اسن هنوز شب نشده بود برای آخرین بار
در حالیکه اون میخندید من هنوز گیج بودم که نکنه تو خواب کاری کردم جایی رفتم یا اسن اتفاقی افتاده کسی
منو خواب کرده باشه به عمد بعد جای دیگه باشم ولی نه من تو جای خودم بودم اما.....
یهو صدای خنده قطع شد و با صدای بلند گفت بهت گفتم کجایی؟
به خودم اومدم ولی گیج بودم که یهو یاد ساعت گوشیم افتادم و دیدم ساعت 18:03است
و یادم اومد من ساعت 16:00خوابم برده و چون جلوی پنجره خوابگاه پلاستیک زدن و منم خواب بودمو گیج
نتونسم زمان رو تشخیص بدم
اما کم نیاوردم و بدون اینکه انگار باز سوتی داده باشم به تخس بازیم ادامه دادم
این بود از سری ویژگی ها و احوالات من در خواب
حالا بماند برخوردهای عجیب دیگه ام که موجبات شادی و فرحی بس خنده آور می باشد برای اطرافیانه
سواستفاده گره بنده
ما را در سایت از سری افکار من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 65